حقیقت نور را باور کردم و من یک نوریانم
مسیر زندگی لذت بخش تر هم میشه
من مسعود نوریان هستم

 

همیشه تو ذهنم با خودم میگفتم یه روزی بالاخره به نقطه ی خوبی میرسم و به آرزوهایی که دارم میرسم .روزها داشت سپری میشد ولی همه چیز همونطور داشت ادامه پیدا میکرد و ادامه پیدا میکرد.وقتی سال تموم میشد با خودم میگفتم پس هنوز نوبت من نشده، چون خدا داره میبینه که من چقدر بنده ی خوبی هستم و حتما حکمتی وجود داره که من هنوز اتفاقی برام نیافتاده ، این پایان سالها و این جملات، هر سال در حال تکرار بود و خبری از اون اتفاق بزرگ و موفقیت نبود.
در خلال این سالها همیشه در حال مطالعه و پیدا کردن راههای جدید برای رشد بیشتر بودم ولی هیچ کدوم اون چیزی که من میخواستم نبود.من دنبال یک حلقه گمشده میگشتم که بگم آره خودشه، این قانونیکه که من رو به موفقیت میرسونه.
و حلقه گمشده پیدا شـــــــــد……

Registration

Forgotten Password?