من مسعود نوریان هستم

همیشه تو ذهنم با خودم میگفتم یه روزی بالاخره به نقطه ی خوبی میرسم و به آرزوهایی که دارم میرسم .
روزها داشت سپری میشد ولی همه چیز همونطور داشت ادامه پیدا میکرد و ادامه پیدا میکرد.
وقتی سال تموم میشد با خودم میگفتم پس هنوز نوبت من نشده، چون خدا داره میبینه که من چقدر بنده ی خوبی هستم و حتما حکمتی وجود داره که من هنوز اتفاقی برام نیافتاده ، این پایان سالها و این جملات، هر سال در حال تکرار بود و خبری از اون اتفاق بزرگ و موفقیت نبود.
در خلال این سالها همیشه در حال مطالعه و پیدا کردن راههای جدید برای رشد بیشتر بودم ولی هیچ کدوم اون چیزی که من میخواستم نبود.من دنبال یک حلقه گمشده میگشتم که بگم آره خودشه، این قانونیکه که من رو به موفقیت میرسونه.

 

و حلقه گمشده پیدا شــــــد…  

در اصل حلقه گمشده درون خود من بود ولی من داشتم تو ناکجا آباد بقیه دنبالش میگشتم.

من کم کم درک کردم که اتفاقات زندگی من  از درون من و افکاری که به این جهان هستی میفرستم رقم میخوره نه چیزی بیرون از خودم، نه شرایط بیرونی و جامعه و کشور و یا هر چیزه دیگه. 

من هر چی بیشتر گذشت،  بیشتر به این موضوع پی بردم که قرار نیست خداوند دلش برای من بسوزه تا برام اتفاق خاصی رقم بخوره
من هر چی بیشتر گذشت،  بیشتر به این موضوع پی بردم که هر کی دنبال کار خودشه و کسی قرار نیست برای من کار خاصی انجام بده.
من هر چی بیشتر گذشت،  بیشتر به این موضوع پی بردم که قرار نیست من یه شبه از این رو به اون رو بشم و بشم میلیاردر و به تمام آرزوهای چندین ساله خودم یدفعه برسم.
هر چه بیشتر گذشت، درک و آگاهی من نسبت به اینکه جهان داره چطور کار میکنه بیشتر شد و به همون مقدار نتایج برای من تو زمینه های مختلف تغییر پیدا کرد. فروش بیشتر، ارتباطات بهتر، درآمد بیشتر و از همه مهم تر نزدیک و نزدیکتر شدن بیشتر به درون خودم و پیدا کردن نور وجودی درونم.
وقتی آگاهی و درک من بیشتر شد((این آگاهی ها هیچ وقت تموم نمیشه و هر روز میتونه بیشتر و بیشتر بشه)) به همون اندازه زندگی راحت تر و لذت بخش تر شد
به همون اندازه نعمتها بیشتر وارد زندگی من شد
به همون اندازه تونستم فرصتها را بیشتر ببینم و بشناسم
به همون اندازه خواسته ها راحت تر وارد زندگی من شدند
به همون اندازه باورهای من بهتر و بهتر شد
به همون اندازه ایمانم به خداوند بیشتر شد
به همون اندازه به ارزش درونی خودم بیشتر پی بردم
به همون اندازه بیشتر دوست دارم که خودم باشم
به همون اندازه خودم را لایق نعمتهای بیشتر دونستم
من از جایی که نمیتونستم حتی یک شب بدون نجواهای استرس زا و نگران کننده بخوابم، الان با آرامش هر شب میخوابم و هیچ نگرانی ندارم، نه از گذشته نه از آینده.
من از جایی که هیچ وقت نتونستم برای خودم چیزه خاصی بخرم الان تو هر سال چندتا زمین و مستغلات میتونم بخرم.
من از جایی که تو شغلم و سایتی که زدم نه تنها نمیتونستم فروش خاصی داشته باشم و فقط ضرر میکردم، تونستم به نقطه ای برسم که با افکارم، عرض 3تا4 ماه فروش میلیاردی را تجربه کنم.
 
پس با من باشید تا با قوانینی که درک کردم و حقیقت نوری که در درون خودم پیدا کردم شما هم به نور حقیقی درون خودتان دست پیدا کنید و شما هم یک نوریان باشید و زندگی پر از آرامش، سراسر لذت و نعمت را تجربه کنید.

 

Registration

Forgotten Password?